نگهداری، مراقبت و حمایت از فرزندان از مهمترین مسئولیتهایی است که زن و مرد با پیوند زناشویی بر عهده میگیرند. با این حال، گاه به دلیل فروپاشی خانواده یا بروز مشکلات مختلف، کودکانی بدون سرپرست میمانند و نیازمند مراقبت و توجهاند. پرسش اساسی این است که چه نهادی یا چه افرادی مسئولیت نگهداری این کودکان را بر عهده دارند؟ تجربه نشان داده است که فرزندخواندگی، کارآمدترین راهحل برای حمایت از کودکان بیسرپرست یا بدسرپرست است؛ زیرا مراکز نگهداری تنها تا سن مشخصی حمایت میکنند و هیچگاه جایگزین محیط عاطفی خانواده نمیشوند.
در نظام حقوقی اسلام و پس از آن در قانون ایران، نهادی با عنوان «فرزندخواندگی» به شیوه مرسوم در غرب پذیرفته نشده است؛ اما با توجه به رویکردهای حمایتی قرآن کریم و روایات اسلامی درباره ایتام و کودکان بیسرپرست، بسیاری از آثار سرپرستی بر مبنای مصلحت کودک پذیرفته شده و امروزه در قوانین ایران نهاد «سرپرستی» تا حد زیادی کارکردهای فرزندخواندگی را بر عهده گرفته است.
پیشینه فرزندخواندگی
فرزندخواندگی در بسیاری از جوامع گذشته و کنونی رواج داشته است. هر قوم و ملتی بنا بر شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی یا مذهبی خود فرزندخواندگی را برای تأمین اهداف مختلفی به کار میگرفت. در برخی جوامع این رسم برای تقویت نیروی کار، حفظ میراث خانوادگی، یا تحکیم روابط قبیلهای معمول بوده و حتی تعداد فرزندخواندگان، جایگاه اجتماعی خانوادهها را افزایش میداده است.
در متون مربوط به احوال شخصیه مسیحیان نیز فرزندخواندگی نهاد شناختهشدهای است و شرایط و آثار مشخصی برای آن پیشبینی شده است. در روم باستان که یکی از قدیمیترین نظامهای مدنی را تدوین کرده بود، فرزندخواندگی وسیلهای برای استمرار آیینهای خانوادگی و مذهبی بود، بهویژه زمانی که خانواده فرزند پسری نداشت.
در ایرانِ پیش از اسلام، بهویژه در دوره ساسانی، فرزندخواندگی نهاد کاملاً شناختهشدهای بود و کاربرد گستردهای داشت. همچنین میان قبایل عرب در دوران جاهلیت، فرزندخواندگی یا «تَبَنّی» بسیار رایج و دارای آثار کامل نسبی و حقوقی بود.
با ظهور اسلام، شیوه جاهلی فرزندخواندگی –که فرزندخوانده را دقیقاً مانند فرزند واقعی میدانست و آثار نسبی و ارثی بر آن بار میکرد– لغو شد. برخی حقوقدانان معتقد بودند که پس از نفوذ احکام اسلامی، نهاد فرزندخواندگی در ایران منسوخ و آنچه جایگزین شد، تنها «سرپرستی کودکان بیسرپرست» بوده است. در دوران اجرای قانون حمایت از کودکان بیسرپرست مصوب ۱۳۵۳ نیز این تفکیک میان سرپرستی و فرزندخواندگی مطرح بود.
اما پس از تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست مصوب ۱۳۹۲، قانونگذار ایران عملاً این دو مفهوم را در بسیاری از مواد مترادف به کار برده است. در نتیجه، میتوان گفت فرزندخواندگی در ایران –هرچند بدون ایجاد نسب واقعی– پذیرفته شده و کارکردهایی مشابه نظامهای غربی دارد؛ همانگونه که ممکن است تفاوتهای جزئی در آثار نهادها در کشورهای مختلف، ماهیت آنها را تغییر ندهد.
مستندات فقهی فرزندخواندگی و حکم ازدواج با فرزندخوانده
مهمترین منابع فقهی در بررسی جایگاه فرزندخواندگی، قرآن و سنت هستند. در چندین آیه از قرآن کریم بهطور مستقیم به مسئله فرزندخواندگی اشاره شده است، از جمله آیات ۴ و ۵ و آیات ۳۶ تا ۴۰ سوره احزاب. این آیات که در ارتباط با داستان زید بن حارثه –فرزندخوانده پیامبر اسلام(ص)– نازل شدهاند، تأکید دارند که فرزندخوانده بهلحاظ شرعی در حکم فرزند واقعی نیست.
در آیه «ما جعل أدعیاءکم أبناءکم» اعلام شده است که فرزندخواندگان به حکم شرع در ردیف فرزندان واقعی قرار نمیگیرند و باید آنان را به نام پدران واقعیشان خواند. پیامبر اسلام پیش از بعثت زید را فرزند خود میخواند، اما پس از نزول این آیات، او با نام اصلی خود یعنی «زید بن حارثه» معرفی شد.
از سوی دیگر، قرآن کریم حمایت همهجانبه از یتیمان و کودکان بیسرپرست را یکی از مهمترین توصیههای اخلاقی و اجتماعی معرفی میکند. آیات مختلف قرآن مردم را به اصلاح حال یتیمان، مشارکت مالی و عاطفی با آنان و ایجاد بستر تربیت صحیح تشویق میکند.
بنابراین، فرزندخواندگی بهصورت «نسبساز» در اسلام پذیرفته نشده، اما سرپرستی و حمایت از کودکان بیسرپرست بهطور گسترده مورد تأکید قرار گرفته است.
ازدواج با فرزندخوانده در قرآن کریم
آیات دیگری از قرآن کریم بهطور غیرمستقیم به مسئله ازدواج با فرزندخوانده میپردازد. آیه سوم سوره نساء در مقام اصلاح رفتارهای نادرست اعراب جاهلی درباره دختران یتیم است. در عصر جاهلیت، سرپرستان یتیمان، دختران بیسرپرست را در اختیار گرفته و گاه پس از بهرهبرداری مالی و جنسی، آنها را رها میکردند. قرآن این رفتار را نکوهش و شرایط حمایت از یتیمان را تصریح کرد.
آیه ۲۲۰ سوره بقره نیز بهدنبال پرسش مسلمانان درباره چگونگی معاشرت با یتیمان نازل شد. چون مسلمانان پس از نزول آیات هشداردهنده، از ترس اجحاف در حق یتیمان، آنان را از خود دور کرده بودند، قرآن بهصراحت اعلام کرد که اختلاط و زیست مشترک با یتیمان جایز است؛ به شرط آنکه هدف، اصلاح و حمایت باشد.
در نهایت، آیه ۴ سوره احزاب صریحاً بیان میکند که فرزندخوانده از نظر شرعی در حکم فرزند واقعی نیست و احکام نسبی نظیر حرمت ازدواج، بر او جاری نمیشود. داستان ازدواج پیامبر اسلام(ص) با زینب بنت جحش –که پیشتر همسر زید بن حارثه بود– برای رفع این باور جاهلی صورت گرفت که فرزندخوانده مانند فرزند واقعی بوده و ازدواج با همسر سابق او ممنوع است. قرآن با ذکر نام «زید» بهصورت صریح، این باور را اصلاح کرد.
نتیجه گیری در خصوص ازدواج با فرزند خوانده
بررسی تاریخی، فقهی و حقوقی نشان میدهد که:
فرزندخواندگی در معنای غربی آن که موجب ایجاد نسب و آثار کامل مانند ارث شود، در اسلام پذیرفته نشده است.
اما سرپرستی و حمایت از کودکان بیسرپرست بهطور گسترده در قرآن و سنت تأکید شده است.
قانونگذار ایران در قانون سال ۱۳۹۲، نهاد سرپرستی را تا حد زیادی معادل فرزندخواندگی دانسته و بسیاری از کارکردهای آن را رسمیت داده است.
چرا ازدواج با فرزندخوانده به مصلحت نیست؟
تعارض با فلسفه فرزندپذیری:
نهاد فرزندخواندگی برای ایجاد رابطه «والد–فرزند» است. تبدیل این رابطه به «زوجیت»، اساس سرپرستی را مخدوش و کارکرد حمایتی آن را بیاثر میکند.
آسیبهای روانی و هویتی:
دلبستگی کودک به سرپرست، ماهیت والدانه دارد. تغییر نقش والد به همسر، امنیت روانی را بر هم زده و موجب سردرگمی هویت، تعارض نقشها و آسیبهای عاطفی میشود؛ حتی اگر فرزندخوانده بالغ باشد.
نابرابری قدرت و تردید در اراده آزاد:
سرپرست در موقعیت قدرت و فرزندخوانده در موقعیت وابستگی است. این عدم توازن، رضایت واقعی در ازدواج را زیر سؤال میبرد و امکان سوءاستفاده یا فشار پنهان را افزایش میدهد.
تعارض با نظم عمومی و اخلاق حسنه:
جابهجایی نقشهای «پدر/مادر» و «همسر» با برداشت عرفی و اخلاقی جامعه ناسازگار است و باعث تنش فرهنگی و لطمه به شأن نهاد خانواده میشود. منع قانونی اولیه نیز مؤید همین نگاه است.
پیامدهای حقوقی و اجتماعی نامطلوب:
مسائل مربوط به ارث، نفقه، ولایت، رابطه با سایر اعضای خانواده و احتمال ادعای فقدان رضایت، همگی نشاندهنده پیچیدگی و خطرات چنین ازدواجی است.
همچنین این امر میتواند اعتماد عمومی به فرزندپذیری را تضعیف و انگیزههای ناسالم را وارد این نهاد کند.
نویسنده : ناصر نصیری فیروز



نظرات کاربران (0)